دوشنبه 23 اردیبهشت 1387

1-نابود شدی عزیزکم. کاش هیچ وقت دوباره نمی دیدمت.کاش هیچ وقت شاهد نابود شدن همه ی چیزای خوبی که داشتی نبودم. مرا که خیلی وقته با تو کاری نیست اما... یه نگاه عمیق تر بکن به خودت. همه چیزتو نابود کردی. تو دیگه اون آدم چند سال پیشی؟ نه! خودتم می دونی که نیستی. مسخ شدی. امان از رفیق ناباب!همه ی چیزائی که یه روزی تورو از اونا متمایز می کرد بر باد رفت. به خاطر خودت برگرد! این راهی که تو تازه اولشی من تا تهش رفتم و برگشتم. هر چی زودتر برگردی کمتر نابود میشی.

2.سازمان سنجش عزیز و محترم. می دانم که اینهارا نمی خوانی. بالاخره برگزاری ۳۲۱۵۴۸ کنکور مختلف در سال و سر کار گذاشتن جوان و ییر و بی سواد و باسواد و خلاصه درصد بالائی از جمعیت کشور سرت را حسابی شلوغ کرده.خدا قوت! خدمت میکنید! زیاد مزاحم نمی شوم. فقط یک سوال کوچک دارم. اگر قرار است نتایج کارشناسی ارشد امسال مانند سال گذشته( و سالهای گذشته!) همان آخر اردیبهشت اعلام شود لطفا بفرمائید ۱۰ روز زودتر برگزار شدن  این آزمون لعنتی به چه دردی می خورد؟

۳.خواهر زاده ی گرامی ما متولد شد بالاخره! پارسا جان تولدت مبارک. سومین نوه ی پدر و مادر عزیز ما از راه رسید. دوستان تقاضای چهارمیش رو از من دارند! زهی خیال باطل!