الکامپ 14 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 26 شهریور 1385

بعضی وقتها برای اینکه آدم بفهمه داره چیکار میکنه و داره کدوم ور میره نیاز به یه تلنگر داره . قبل از اون هرچقدر برای آدم دلیل و منطق بیارن نمیفهمه چه خبره و داره چیکار میکنه. فقط چاره ی کار یه تلنگره! البته این تلنگر گاهی واسه ی آدم یه کم گرون تموم میشه مثلا ۲-۳ میلیونی واسه ی من آب خورد بعلاوه ی کلی اعصاب خوردی و هزارتا مشکل دیگه که هنوز باهاش دست به گریبانم. ولی خوشحالم که این تلنگر رو خوردم. هیچ وقت آرزو نمی کنم زمان برمی گشت به قبل از اون حادثه تا یه جوری بتونم جلوشو بگیرم! هیچ وقت!

***********

هفته ی دیگه دانشگاها باز میشه. ولی من هنوز موندم پا در هوا. بین کار کردن٬ درس خوندن و پاس کردن واحدهای این ترم و آزمون معظم فوق لیسانس. سخته به همش برسم ولی باید یه کاریش کرد. حتی به این فکر افتادم که از انجمن استعفا بدم. ولی فکر که کردم دیدم همه ی بچه ها مثل من امسال سال آخرن و مشکلاتشون کم و بیش شبیه منه. پس اگه من که مثلا دبیر انجمنم جا بزنم پس بقیه باید چیکار کنن؟

***********

سرکار خانم ... *تعطیلی روزنامه ی شرق را خدمت جنابعال تبریک عرض می کنم.

*.نام فرد مورد نظر بنا به دلایل امنیتی ذکر نشده! البته اگر شما نتونستین حدس بزنین گفتن اسمش هم دردی رو دوا نخواهد کرد.